گزارش صعود به قله توچال

421932058_22718

گزارش صعود به قله توچال

تاریخ: ۲۲و۲۳ بهمن ۱۳۹۴

موقعیت :البرز مرکزی –ارتفاعات شمال تهران

مختصات جغرافیایی: E51˚ ۲۵́ ۱۲/۱̋       N35˚ ۵۳́ ۳/۶̋

ارتفاع :۳۹۳۳متر

مسیر صعود : دربند-هتل اوسون دو راهی شیر پلا به توچال  پناه گاه امیری- توچال

مدت صعود : (با وقت تلف شده) در دو مرحله جمعا ۹ ساعت و۳۰ دقیقه

وسایل و لوازم : کفش مناسب زمستانی –کرامپون – باتوم با گل برف – جوراب گرم (+جوراب اضافی) – گتر – شلوار گرتکس و پلار – کاپشن گورتکس – دستکش پلار  گورتکس – دستمال گردن – کلاه توفان – عینک – چراغ پیشانی – تنقلات  – مایعات گرم و سرد – یک وعده نهار – یک وعده  صبحانه – کوله یک روزه .

همراهان : خانم ها ۱ مریم آقا امینی ۲ فخری حسینی ۳ مریم ریزی ۴ بنفشه ضرابیان ۵ نسرین عیسی بیگی ۶ الهه لطیفی ۷ فریبا نیارکی

آقایان ۱فراز اردویی ۲ قاسم راکی ۳ محمدرضا کاغذی۴ حسن نجفی (سرپرست برنامه )

طبق قرار قبلی ساعت ۱۳ روز پنج شنبه(۱۳۹۴/۱۱/۲۳) با یک دستگاه ون از تربیت بدنی لواسان به سمت میدان دربند تجریش- سربند حرکت کردیم. ساعت ۱۴:۱۰ در کنار مجسمه کوهنورد سربند پس از گرفتن عکس یادگاری از مسیر پله های بغل مسجد راه را پی گرفتیم، آقای کاغذی که جداگانه آمده بودند پس از فروشگاه ورزشی رهبر به ما پیوستند، با پشت سر گذاشتن دو راهی بند یخچال –شیرپلا (راه سمت راست به بند یخچال، پناه گاه شروین میرود و مسیر سمت چپ به طرف شیر پلا  اوسون میرود) و گذشتن از قهوه خانه های متعدد در طول مسیر به دوراهی اوسون –شیرپلا رسیدیم (مسیر سمت راست به طرف آبشار دوقلو وشیرپلا و مسیر سمت چپ به طرف دره و روستای اوسون و هتل اوسون میرود )به طرف اوسون ادامه مسیر دادیم، با توجه به اینکه عجله ای در کار نداشتیم و از روزهای قبل دو اتاق  در هتل اوسون به ازای هر نفر ۴۰۰۰۰تومان رزرو کرده بودیم، پس از تقریبا ۲ ساعت (ساعت ۱۶) وارد هتل شده و با آقای پهلوان مسئول هتل که قبلا تلفنی مزاحمش شده بودیم روبرو شدیم (تلفن آقای پهلوان وهتل اوسون ۰۹۱۲۱۱۵۵۱۷۰ برای رزرو )

-خاطرات سالهای جوانی در وجودم زنده شد، زمانی که هتل در حال احداث بود و پس از آن و قهوه خانه  محمد اقا و صدایش که همیشه بلند بود و میگفت علی کجایی !؟بیا این سینی را جلوی مشتری بذار، آن موقع علی پسر محمد اقا بچه ی بازیگوشی بود!

خانم ها در یک اطاق تراس دار و آقایان در اطاق  دیگر برای استراحت بار را زمین گذاشتند.

صرف شام در محوطه رستوران هتل لطف دیگری داشت ، دور هم بودن لذت آنرا دو چندان کرده بود.

عکسهایی بود که پشت سر هم از ابتدای مسیر تا اینجا گرفته شده بود. شبی به یاد ماندنی در کنار دوستان، ولی آنقدر خبر نداشتیم که فردا چه به روزمان  خواهد آمد!؟

چون فردا به اتفاق ۴ نفر از بچه ها میبایستی صعود میکردیم ساعت ۲۲، شب بخیر را گفته و به استراحت پرداختیم .ساعت ۵:۰۰ روز ۲۳بهمن ۱۳۹۴من به اتفاق خانمها ضرابیان و نیارکی وآقایان کاغذی و اردویی پس از صبحانه مختصر و آماده شدن ساعت ۶:۱۰ با هدلامپ روشن هتل را به سمت چشمه ترک میکنیم.

وقتی به پشت سرمان تهران نگاه میکنیم، آسمانش را لایه سیاهی پوشانده، از شرق به غرب و از جنوب به شمال،  بتدریج که آفتاب بالا می آید رنگش طولی و دودی میشود، آیا هنوز موقع آن نرسیده است که عزمی جدی برای رفع این پلشتی که سلامت ساکنین آنرا به خطر انداخته به وجود آید ؟ تا کی و تا کی !؟

پس از گذشتن از باغ زرتشتی ها و گذشتن از پل رودخانه اوسون ،زیگزاگی را که مرتبا با گابیون سنگ چینی شده در کنار درختان و به موازات تیر  های برق تا چشمه می پیماییم.

ساعت حدود  ۷:۰۰ پس از نوشیدن آب گوارای چشمه، بطری هایمان را پر کرده (چون ممکن است آبهای جلوتر یخ زده باشد) به طرف دوراهی اسپید کمر و ایستگاه ۵ تله کابین شیرپلا راهی میشویم، ساعت ۸:۰۰ صبح است که به این دوراهی رسیده ایم، وقتی پشتمان به طرف اوسون است سمت چپ به طرف اسپید کمر  و ایستگاه ۵ تله کابین میرود و روبرویمان به مسیر مشترک صعود از طریق شیرپلا و اوسون منتهی میشود، مسیر را که طی کنید و روبرویت را نگاه کنی در بالادست ها پناه گاه زنده یاد امیری بر روی سیاه سنگها خود نمایی میکند.

مجال از دست دادن وقت نیست، پاکوب روبرویمان را پی میگیریم، از رودخانه کم آبی با  ۴ درخت بید در سمت راست که  زمین یکی از آنها را به سمت خود خم کرده است  تراورس کرده، پس از طی مسافتی سربالایی با شیب تند به طرف مسیر شیرپلا توچال را طی میکنیم. ساعت ۹:۰۰ به سه راهی شیرپلا – اوسون – توچال میرسیم، استراحت کوتاهی و نوشیدن آب و خوردن کمی تنقلات لازمه کار است و چه خوب میشد  همینجا که کمتر باد می وزید صبحانه را میخوردیم. از شیرپلا نفرات بسیار زیادی راهی توچال اند.

در مسیر شیب دار سمت چپ که بر اثر رفت و آمد زیاد کوه نوردان کاملا پا کوب شده وارد و به سمت توچال به راه می افتیم.

چون راه زیادی داریم و مسیر در یک شیب طولانی ادامه پیدا می کند ، لازم است که انرژی و قدمهایمان را مدیریت کنیم

_مسیر توچال جوری است که هی میروی ولی نمیرسی!

ساعت ۱۰:۰۰ صبحانه را خوردیم، پس از طی ۱ ساعت دیگر یعنی ساعت ۱۱:۰۰به پناه گاه امیری میرسیم، با استقبال گرم اعضای ستاد پیشگیری از حوادث کوهستان روبرو می شویم، چند عکس یادگاری به اتفاقشان میگیریم، به سفارش آنها که مسیر یخ زده است ف لازم است کرامپون ها را ببندیم.

داخل پناهگاه بسیار تاریک است –سرمای هوای بیرون بیشتر از آن است که ما را داخل پناهگاه نفرستد!

ساعت ۱۱:۳۰ از سیاه سنگها به سمت قله ادامه مسیر میدهیم.

باد و یخ و سرما سرعت حرکت را بیش از آنکه تصورش را بکنیم کم کرده. البته در این فصل سال از بارش زیاد برف و تلنبار شدن آن در این منطقه خبری نیست!

مسیر پر رفت وآمد است و گروه های مختلف شهرستانی هم کم و بیش زیادند، گروه به تدریج بین شاعت ۱۳:۱۵تا ۱۳:۵۰ به قله میرسد، سرما و باد ، مجال برای ماندن بیشتر نمیدهد، با عجله پرچم گروه را در باد شدید برای گرفتن عکس یادگاری میگشاییم .ترجیح میدهیم که برگشت را قبل از تعطیلی با تله کابین انجام دهیم . به سرعت خودمان را از میان کولاک برف که مرتبا به گونه هایمان میخورد، به ایستگاه ۷ رساندیم .تابلوی حرارت سنج درون ایستگاه ۱۷- را نشان میدهد، نمیدانم بر سر قله با آن باد و برودت چقدر بوده !؟

تله کابین شلوغ نیست تا ایستگاه ۵ به ازای هر نفر ۱۰۰۰۰تومان  سوار میشویم، ولی چشمتان روز بد نبیند، ایستگاه ۵ غلغله است، ۲ ساعت و اندی بیشتر طول کشید تا نوبت به ما برسد، به ازای هر نفر ۱۳۰۰۰تومان سوار بر تله کابین شده و ساعت ۱۷:۰۰ به محوطه ایستگاه ۱ میرسیم و میهمان ۱لیوان شیر نسکافه گرم از طرف فراز اردویی میشویم، که به میمنت اولین صعودش به توچال برای گروه خریداری میکند ، آفرین به این جوان که در طول مسیر  یک آخ هم نگفت.

ون از قبل منتظر ماست، چه کیفی میدهد که ماشین بعد از این همه خستگی آماده باشد. به طرف لواسان میرانیم (هزینه ون رفت و برگشت ۱۳۰۰۰تومان)، یک یک از هم خداحافظی نموده به خانه هایمان  با خاطره ای خوش از همراهان خوب و صمیمی امان برمیگردیم.

لازم به ذکر است که مسیر های متفاوتی برای صعود به توچال وجود دارد که ما این مسیر را انتخاب کردیم.

نگارنده :حسن نجفی

۳ دیدگاه

  1. حسن نجفی میگه:

    دست آقای عماد طالبی درد نکنه که زحمت تایپ وگذاشتن عکس های این گزارش را کشید

  2. بنفشه ضرابیان میگه:

    یکی از دشوارترین و در عین حال شیرین ترین صعودهای من بود. تجربه کردن این شدت سرما درست بالای سر شهرمون، باور کردنی نبود. سپری کردن یک شب در هتل اوسون، همراه همنوردای پر انرژی و خیلی خونگرم، خاطره بی نظیری شد. از آقای نجفی برای برنامه ریزی عالی و فراهم کردن شرایط صعودمون، تشکر میکنم.

  3. نسرین عیسی بیگی میگه:

    برنامه بسیار خوبی بود ،خاطرات روزهای گذشته قبل از پیوستن به گروه کوهنوردی لواسان زمانیکه با دوستان به این منطقه می آمدم برایم تازه شد .از سرپرستی خوب آقای نجفی تشکر میکنم ،امهدوارم همیشه تندرست باشند .

دیدگاه‌ها برای این نوشته بسته شده‌اند.