گزارش برنامه قله‌ی مهر چال از مسیر سای

MehrchalazSay

گزارش برنامه قله‌ی مهر چال از مسیر سای

 

زمان: جمعه  ۹۳/۰۷/۱۸

سرپرست برنامه: محمدرضا قدرت

همنوردان:

خانم ها: منیره تاج آبادی، لیلا حسینی، گلنوش تهرانی

آقایان: محمدرضا قدرت، اسحاق گرجی، شاهین زینکوهی، مجتبی مومجی

نگارنده: محمدرضا قدرت

خدارا شکر می‌کنم که باز سعادت قدم گذاشتن بر قله مهرچال را نصیبم کرد؛ قله‌ای به ارتفاع ۳۹۲۵ متر در رشته کوه‌های البرز مرکزی، شمال آبادی‌های امامه و کُند، حد فاصل دشت لار و منطقه کوه‌های لواسانات. کوهی با نامی زیبا به نام  مهرچال که از دو واژه مهر به معنای ایزد روشنایی و چال به معنای کوه تشکیل شده است. مهر از ایزدان مورد تقدیس ایرانیان در عهد باستان بوده است و از این جهت نام او را بر مناطق مختلف طبیعی و شهری می‌نهاده‌اند.

بخاطر می‌آورم که امسال مورخه ۹۳/۰۲/۱۲ تا قله سای پیش رفتیم و به علت خطر ریزش بهمن و نقاب برفی‌های مسیر از ادامه صعود باز ماندیم. شاید آن روز بخاطر نرسیدن به قله آزرده خاطر شدیم، ولی امروز یاد گرفتیم که در کوه نباید جان خود را به خطر انداخت، بلکه باید احتیاط نمود تا سالم ماند و در فرصتی دیگر بدون خطر صعود کرد .

بررسی توپوگرافی قله: مهرچال مرتفع‌ترین قله رشته کوه لواسانات است. این قله از سمت شمال به قله پیرزن کلوم و از سمت شرق به قلل آتشکوه و ریزان متصل می‌باشد. جناح شمال شرقی قله دشت لار است و دامنه‌های جنوبی آن توسط دیواره‌های بلندی به دشت راحت‌آباد و کُندبالا می‌رسد.

قرار گروه ساعت ۵ مقابل تربیت بدنی بود که با تاخیر ۱۵ دقیقه‌ای بعضی از همنوردان، حرکت را به سمت روستای راحت آباد آغاز کردیم و بعد از ۱۰دقیقه به روستای راحت آباد رسیدیم. از ساعت ۵:۴۵ صبح بعد از آماده شدن و انجام حرکتهای کششی که قبل از انجام هر برنامه ای لازم است، صعود را آغاز کردیم.

مسیر سای مسیری با شیب زیاد و تند می‌باشد. در پای قله سای مسیر صخره‌ای است و برای صعود می‌بایست دست به سنگ شد. بعد از طی حدود ۱ساعت گروه ۱۰دقیقه استراحت کرد و بعد از پیمایش ۱ساعت دوم، در ساعت ۸ گروه  جهت صرف صبحانه به مدت ۲۰ دقیقه توقف کرد.

بعد از صرف صبحانه، گروه منظم در یک صف به راه افتاد و افراد گروه با انرژی زیاد و با مشاعره و خواندن اشعاری از خواجه شیراز به راه خود ادامه دادند و هر ۱ ساعت یک استراحت ۱۰دقیقه ایی داشتیم. به قدری مست اشعار حافظ شدیم که خود را در ساعت ۱۲ بر قله سای دیدیم و بعد از توقف ۱۵ دقیقه‌ایی حرکت به قله مهرچال را شروع کردیم و بعد از پیمودن ۳۰دقیقه بر قله مهرچال سلامی از ته دل کردیم و بر قله کوه روشنایی ایستادیم. پس از توقفی ۲۰دقیقه‌ایی و تصمیم به برگشتن از مسیر دشت لاره به سمت دشت سرازیر شدیم و بعد از رسیدن به دشت و صرف ناهار و قرار گرفتن در مسیر پاکوب به مسیر بازگشت ادامه دادیم. ساعت ۱۶بود و با انرژی زیاد با سرعتی نسبتاٌ بیشتر بخاطر اینکه به تاریکی نخوریم حرکت کردیم. مسیر پاکوب طولانی و با شیب ملایم بود. نزدیک ساعت ۱۷:۴۵ از گروه خواستیم دوباره استراحت کوتاهی کرده و دوباره در یک صف و نزدیک هم حرکت کنند که در صورت تاریکی مشکلی پیش نیاید. متاسفانه بعلت سریع بودن دو نفر از همنوردان، فاصله‌ای بینمان افتاد که البته با موبایل با هم در تماس بودیم. هوا کم‌کم رو به تاریکی می‌رفت و ما در پایان مسیر بودیم که متوجه شدیم دو نفر از همنوردان گویا مسیر را اشتباه رفته‌اند. البته جای نگرانی نبود چون نور هدلمپ دوستان مشخص بود و بعد از بازگشت به مسیر پاکوب به راهمان ادامه دادیم و باز درس بزرگی از کوه گرفتیم؛ درسی تکراری و باز تکراری که همیشه باید فرامین سرپرست را اطاعت کرد و هیچ وقت از گروه جدا نشد.

حدود ساعت ۱۹:۱۵دقیقه به پایان مسیر رسیدیم که صدایی خیلی آشنا شنیدیم؛ دوست و همنورد عزیزمان محمدرضا شهبازی به استقبال ما آمده بود که باعث شادی و خوشحالی همنوردان شد، چون ماشین‌ها روستای امامه پارک بودند و ما باغ تنگه بودیم. مسافتی که در حدود ۸ کیلومتر پیاده روی داشت، ولی ساعت ۱۹:۳۰دقیقه دوستان سوار وانت آقای شهبازی شدند و با حرکت به سمت ماشین‌ها به برنامه خود پایان دادیم .

با آرزوی موفقیت وسلامتی برای تمامی همنوردان عزیز

۳ دیدگاه

  1. shabnam eisabaigi میگه:

    گزارش جالبی بود و تشکر از جناب آقای قدرت بابت متذکر شدن کار گروهی در برنامه ها .

  2. محمد رضا قدرت میگه:

    ممنون از سر کار خانم عیسی بیگی جای شما در این بر نامه خیلی خالی بود و به زیبایی گزارشهای شما هیچ وقت نمی رسد

  3. آرشام قدرت میگه:

    باسلام من گزارش را خواندم و خیلی جالب بودودوست دارم وقتی بزرگ شدم مثل پدرم کوهنورد بشوم ارشام قدرت ۹ساله

دیدگاه‌ها برای این نوشته بسته شده‌اند.